سيد جلال الدين آشتيانى

439

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اين مبحث را فلاسفه و حكماى الهى در باب وجود « الهيات بالمعنى الاعم » و الهيات بالمعنى الاخص عنوان نموده‌اند ، و از آن بعناوين مختلف تعبير نموده‌اند . برخى بعنوان اينكه آيا تعين حقايق خارجى به چيست ؟ اين مبحث را طرح نموده‌اند . بعضى از ارباب تحقيق بعنوان بيان تميز موجودات از يكديگر آن را مطرح كرده‌اند . جمعى به اين عنوان كه آيا تخصص هر موجودى بچه نحو است ؟ از آن بحث نموده‌اند . برخى بعنوان : في ان موجودية كل شىء بما ذا ؟ از آن بحث كرده‌اند . تحقيق اين مسئله و اينكه تعين و تميز و تشخص موجودات به چيست ؟ مبتنى بر مختارات ارباب تحقيق است . كسانى كه حقايق وجودى را متباين بالذات مىدانند ، قهرا وجود هر موجودى بالذات از موجود ديگر متميز است . تميز وجودات نزد حكماى مشاء بجزء ذات نيست ، تا اينكه وجود معناى جنسى باشد بعوارض و امور مشخصه نيز نمىباشد ؛ چون وجود معناى نوعى نيست ، بلكه هر موجودى از موجود ديگر بالذات تميز دارد . حكماى فهلوى و اتباع آنها از حكماى اسلامى ، قائل بتشكيك در وجود بوده‌اند . تمايز در وجود بنا بر اين مسلك ، به شدت و ضعف و كمال و نقص است . حقيقت واجب بحسب شدت وجودى غير متناهى است ، و موجودات امكانى محدودند ، و هر علتى باعتبار رتبهء وجود مقدم بر معلول خود و معلول نسبت به علت ناقص است ، و حقيقت وجود بين علت و معلول مشترك است . علت بهره‌اش از وجود تمام‌تر است و معلول قوت و شدت وجود علت را فاقد است . تشكيك نزد اين دانايان « قدس اللّه اسرارهم » ، در مراتب وجود است . نزد قائلان به اصالت ماهيت ، تميز وجودات چون ماهيات متباينات بالذاتند به شدت و ضعف نيست ، بلكه تعين

--> العاهات ، در حاشيهء فصوص فرموده‌اند : « مخّ الحكمة و لبّ لباب المعرفة ، ان الاستعدادات في هذه النشأة ترجع الى استعدادات الاعيان الثابتة في حضرة العلم و الاعيان بما هى من لوازم الاسماء الحسنى التى هي غير مجعولة بلا مجعولية الذات المقدسة الالهية ، فالاعيان غير مجعولة بلا مجعولية الذات ، و الى هذا الحق المحقق أساطين مدينة الحكمة و سلاطين اقليم المعرفة و الى هنا ينتهى القول ، فتدبر تفهم ، انتهى ما افاده الاستاد ذكرته تيمنا بافادته و تذكرا بإضاءته .